السيد حامد النقوي (مترجم: افتخارزاده)

186

خلاصهء عبقات الانوار (حديث نور) (فارسى)

ستمگرى و باجگيرى بازمىدارد ؛ زيرا وزر و و بال اين گناهان از همين راه بر او دوچندان شده و تا وقتى كه به آن سنّت‌هاى غلط عمل كنند بر او وارد مىشود . پس مىبايست انسان مسلمان به اين معنى توجّه و سعادتمندى هدايت‌گران به خير و شقاوت دعوت‌كنندگان به بدى را در نظر آورد . « 1 » بر اساس كلام سبكى مىگوييم : چون على عليه السلام در اين نور با رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم همراه است ، هرگونه پاداشى كه براى رسول خدا ثابت باشد ، براى آن‌حضرت نيز ثابت است . و اين فضيلت بزرگى است كه خرد از ادراك‌شان و مقام آن قاصر است . در برخى از الفاظ اين حديث تصريح شده كه فرشتگان تسبيح الاهى را از آن نور فرا گرفتند . از جمله كسانى كه آن را روايت كرده است ، سعيدبن محمّدبن مسعود كازرونى است كه گويد : از ابن‌عبّاس از رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم كه آن حضرت فرمود : « من در پيشگاه خداوند متعال نورى بودم ، دو هزار سال پيش از آن كه خداوند عزّوجلّ آدم را بيافريند . آن نور خداوند را تسبيح مىكرد . آن‌گاه فرشتگان با تسبيح او تسبيح مىكردند . هنگامى كه خداوند متعال آدم را آفريد ، آن نور را در صلب او افكند . » پيامبر اكرم ، آن‌گاه فرمود : « خداوند متعال مرا به روى زمين در صلب آدم آورد و بعد در صلب نوح قرار داد و در صلب ابراهيم افكند . آن‌گاه پيوسته مرا از اصلاب كريمه و ارحام پاك جابه‌جا مىكرد تا اين‌كه از بين پدر و مادرى بيرونم آورد كه هيچ به صورت نامشروع با يك‌ديگر مباشرت نداشتند . » « 2 » همين روايت را دياربكرى با اختلاف اندكى روايت كرده است ، گويد : از ابن‌عبّاس از پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم كه فرمود : « من نورى بودم در پيشگاه خداوند متعال ، دو هزار سال پيش از آن كه آدم را بيافريند آن نور خداوند را تسبيح مىكرد و با تسبيح او فرشتگان تسبيح

--> ( 1 ) . شفاء الاسقام . ( 2 ) . المنتقى من سيرة المصطفى ، خطى .